کاربر گرامی ورود شما را به سایت خیر مقدم عرض می کنیم. جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید وارد شوید. اگر هنوز عضو سایت نشده اید از این لینک عضو شوید.
 
  کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 1 آذر ماه ، 1387
 
منوی اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
دیگر بخشها
بخش کاربری
بخش خبری
امکانات سایت
مطالب سایت

جستجو



موضوعات سايت

بخش ارواح و مسائل مرتبط

فيلم ارواح و موجودات فضايي

عكس ارواح و جن و يوفا

داستانهاي واقعي ارواح و مسائل ان

بخش فيلم

فيلم هاي روز دنيا براي دانلود

فيلم براي psp va ipo با فرمت mp4

فيلم و اموزش شعده بازي

كليپهاي صوتي و تصويري كوتاه

دانلود اهنگهاي كم ياب و زيبا

بخش عكس

عكس بازيگران.خواننده ايراني و خارجي

عكس هاي خنده دارو ترسناك و...

عكس بازيكنان كشتي كج و مسابقات

بخش دانلود ها

دانلود بازيهاي روز دنيا

دانلود نرم افزار ها مختلف

دانلود بوتر و ويسي و برنامه ياهو

بخش موبايل

نرم افزار موبايل

تم و باري و پشت زمينه موبايل

كليپهاي صوتي و تصويري موبايل

بخش فلش

فلش كليپها و عشقي

فلش ترسناك و خنده دار

فلش بازي

بخش اموزشي و سرگرمي

دانلود نرم افزار هاي سرگرمي و خنده

اموزشي همه چيز

اس ام اس و جك ( مقاير با قوانين)

مطالب جالب از همه جا و سرگرمي

بيوگرافي بازيگران و غيره

خبر هاي روز ايران و جهان


مطالب تصادفی

موضوع
[ عكس بازيگران ايراني و ]

·عكسهاي جديد نانسي اجرم خواننده بزرگ عرب
·10 ده عكس بسيار زيبا از گروه معروف تاتو tatu
·عكسها شخصي ميترا حجار
·محمدرضا شریفی نیا در نقش سید احمد خمینی و جمشید هاشم پور در نقش امام خمینی
·عکسهای زیبا از شادمهر عقیلی2
·عکسهای زیبا از شادمهر عقیلی
·يك سري عكسهاي آنجليا جولي
·عكسهايي از جنيفر لوپز
·اولــــین عکس های منتشــــر شده از اخـــراجی ها 2
·عکسهای گلشیفته فرهانی بر روي فرش قرمز هاليود
·30 عکس از فیلم گلشیفته فراهانی در هالیوود
·عکس داغ و فوری از گلشيفته فراهانی و دی کاپريو
·والپیپرهای جدید و فوق العاده زیبا Christina Agulira
·عكسهاي تیزر تبلیغاتی فیلم Body Of Lies با بازی گلشیفته فراهانی و لئوناردو دی کاپریو
·20 بیست عروسی پر هزینه جهان با تصاوير و توضيح فارسي كامل در مورد ان

آخرین ارسالها
کل موضوعات 1719
کل ارسال ها 5538
کل بازديد ها 125160
کل پاسخ ها 3834
کل اعضا 1490
آخرين 20 ارسال انجمن

بيوگرافي ماهايا پطروسيان
ارسال شده توسط utex در مورخه : پنجشنبه، 30 آبان ماه ، 1387

آلبوم چینی شکسته از ریک.رایت
ارسال شده توسط schiwah در مورخه : چهارشنبه، 29 آبان ماه ، 1387

بیوگرافی جف هاردی..........
ارسال شده توسط mohammad11 در مورخه : چهارشنبه، 29 آبان ماه ، 1387

بیوگرافی خودم (شیوا) قسمت 1:
ارسال شده توسط schiwah در مورخه : چهارشنبه، 29 آبان ماه ، 1387

عکس و بیوگرافی از خودم
ارسال شده توسط schiwah در مورخه : چهارشنبه، 29 آبان ماه ، 1387

yahoo tools
ارسال شده توسط mohammad11 در مورخه : چهارشنبه، 29 آبان ماه ، 1387

yahoo tools
ارسال شده توسط mohammad11 در مورخه : چهارشنبه، 29 آبان ماه ، 1387

چه کسی باید شاکی باشد؟
ارسال شده توسط mohammad11 در مورخه : چهارشنبه، 29 آبان ماه ، 1387

مشکلاتی که سال‌هاست حل‌نشده...
ارسال شده توسط utex در مورخه : سه شنبه، 28 آبان ماه ، 1387

من در دست‌رسم
ارسال شده توسط utex در مورخه : سه شنبه، 28 آبان ماه ، 1387

تفریحات مرگ‌بار
ارسال شده توسط utex در مورخه : سه شنبه، 28 آبان ماه ، 1387

آهنگ جدید ابی کامران و هومن
ارسال شده توسط utex در مورخه : سه شنبه، 28 آبان ماه ، 1387

عکس خودم و معروفها قسمت 2:
ارسال شده توسط mohammad11 در مورخه : دوشنبه، 27 آبان ماه ، 1387

عكس خودم و معروفهاي جهان
ارسال شده توسط utex در مورخه : دوشنبه، 27 آبان ماه ، 1387

گپ اعضا
ارسال شده توسط schiwah در مورخه : دوشنبه، 27 آبان ماه ، 1387

آلبوم موسیقی: David Gilmour آلبوم On an Isla
ارسال شده توسط schiwah در مورخه : دوشنبه، 27 آبان ماه ، 1387

ويديو On the Island از آثار David Gilmour2006
ارسال شده توسط schiwah در مورخه : دوشنبه، 27 آبان ماه ، 1387

ويديو The Day Never Comes از گروه Metallica
ارسال شده توسط schiwah در مورخه : دوشنبه، 27 آبان ماه ، 1387

ساختمان 8 طبقه زیر پل
ارسال شده توسط utex در مورخه : يكشنبه، 26 آبان ماه ، 1387

آخرين قيمت خودرو در تهران
ارسال شده توسط utex در مورخه : يكشنبه، 26 آبان ماه ، 1387

تالار گفتمان جستجو

تالار گفتمان سایت

تالار گفتمان با 5499 مطلب

برای ورود بر روی عکس زير کلیک کنید


ار اس اس سايت

روي عكس كليك كنيد


 
سايت تفريحي اموزشي-فيلم ارواح: داستان و مسائل ارواح و

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]

رازهای تیره شهر فرعونی
داستان و مسائل ارواح و

رازهای تیره شهر فرعونی

بسیاری از ساکنان آمارنا از جراحات کمر، تغذیه بد و رشد ناقص رنج می بردند

شواهد زندگی بی رحمانه ای که کارگران مصر باستان هنگام احداث بناهای به یادماندنی فراعنه متحمل می شدند توسط باستان شناسان کشف شده است.


بقایای اسکلت های شهر گمشده ای در بخش میانی مصر حاکی از آن است که بسیاری از مردم این شهر در سال های نوجوانی جان می باختند و زندگی پرمشقتی داشتند.
بسیاری از آنها از جراحات کمر، تغذیه بد و رشد ناقص رنج می بردند.
این بقایا در آمارنا که 3500 سال قبل به فرمان فرعون آخِناتن به عنوان یک پایتخت جدید بنا شد کشف شده است.

در اسناد آن زمان به خط هیروگلیف آمده است که انگیزه آخِناتن، پدر "توت عنخ آمون"، از ایجاد این شهر با معابد، کاخ ها و مقبره های مجلل، ادای احترام به خدای محبوبش، آتن، بود.
وی همراه با همسرش، نِفِرتیتی، شهر تِبِس با خدایان کهنه اش را رها کرد و مردم خود را 320 کیلومتر به سوی شمال به یک بیابان غیرقابل سکونت در کنار رود نیل هدایت کرد.

شهر تازه که حداکثر 50 هزار نفر در آن سکونت داشتند ظرف 15 سال ساخته شد؛ اما چند سال پس از مرگ فرعون آخِناتن، شهر رها شد تا طعمه باد و شن شود.
تلاش باستان شناسان برای یافتن هر گونه اثری از مردگان آمارنا برای بیش از یک قرن بی ثمر ماند.

اما اخیرا.........

بقيه مقاله و چند عكس موميايي فرعون در ادامه مطلب

2 امتياز دوشنبه، 27 آبان ماه ، 1387 نظرات نظر دهيد! ادامه مطلب ادامه مطلب 68 بار بازديد شده

آیا روح یک کودک مرده در سن پایین به پیشرفتگی روح یک شخص بالغ است؟
داستان و مسائل ارواح و

arvah ghost ارواح روح جن

آیا روح یک کودک مرده در سن پایین به پیشرفتگی روح  یک شخص بالغ است؟

آیا روح یک کودک مرده در سن پایین به پیشرفتگی روح یک شخص بالغ است؟

گاهی خیلی پیشرفته تر از شخص بالغ است زیرا می تواند که خیلی بیشتر زندگی کرده و تجارب بیشتری داشته باشد , بخصوص که اگر روح او پیشرفته باشد.

آیا روح یک کودک می تواند از روح پدرش پیشرفته تر باشد؟
این خیلی فراوان است.آیا خود شما آنرا روی زمین نمی بینید.

کودکی که در سن پایین می میرد و بدی نکرده است آیا روحش متعلق به درجات بالا نیست؟
اگر او بدی نکرده است , خوبی هم نکرده است بخاطر کودک بودن او نیست بلکه بخاطر این است که روح او پیشرفته تر است.

چرا اغلب زندگی از زمان بچگی قطع می شود؟
مدت زندگی کودک می تواند برای روحی که در او تجسد یافته است , تکمیل کردن یک زندگی قطع شده ای قبل از پایان مورد نظر باشد و مرگ او غالبا یک امتحان یا یک توبه برای پدر و مادر است.

روح طفلی که در سن پایین می میرد چه می شود؟
او یک وجود جدید را شرو می کند.

اگر روح فقط یک زندگی داشت و اگر بعد از این وجود سرنوشت آینده اش برای ابد تعیین می شد پس شایستگی نیمی از انسان هایی که در سنین پایین می مردند چه می شد؟ زیرا کودکان بدین ترتیب از سعادت ابدی متمتع نمی شدند و بدون دلیل از امتحانات مشکل زمینی معاف می شدند. یک چنین نظمی در اشیاء بر طبق عدالت خدائی نیست زیرا بوسیله بازگشت , عدالت و تساوی برای همه برقرار می شود. آینده بدون استثناء متعلق به همه است و استثنائی برای کسی نیست , آنهایی که دیرتر به آخر می رسند تنها خود مقصرند , انسان باید نتیجه اعمال خود را ببیند همانطور که مسئول اعمال خود نیز هست.

بنابراین , این منطقی نیست که کودکان در آیتی از معصومیت بدانیم . آیا نمی بینید کودکانی که دارای بدترین غرائض در سنی هستند که دیگر تعلیم و تربیت در آنها هیچ اثری ندارد؟ آیا نمیبینیم که انسانها تزویر , تقلب , خیانت حتی غریزه دزدی و خیانت را علیرغم همه انسان های خوبی که در اطرافشان هستند با خود به دنیا می آورند؟ قانون آنها را تبرئه می کند زیرا می گوید آنها فاقد عقل و قوه تمیز هستند , حق با قانون مدنی است زیرا در واقع کودکان بیشتر غریزی عمل می کنند تا از روی عقل اما این غرائز مختلف بین بچه های یک سن و سال از کجا ناشی می شوند در حالیکه در شرایط و اثرات مساوی پرورش یافته اند؟ این انحراف زودرس از کجا ناشی شده است؟ این نتیجه پستی روح است , چون تعلیم و تربیت نقشی نداشته است و نتایج آن را هم می بینند نه بخاطر عمل کودکانه خود بلکه بخاطر زندگی های قبلی شان و بدین ترتیب است که قانون برای همه یکسان است و عدالت خداوندی بر همه جاریست.

جنسیت در نزد ارواح در ادامه مطلب

0 امتياز دوشنبه، 27 آبان ماه ، 1387 نظرات نظر دهيد! ادامه مطلب ادامه مطلب 34 بار بازديد شده

اطلاعات جدید از UFO ها (يا همون پشقاب پرنده هاي خودمون)
داستان و مسائل ارواح و

اطلاعات جدید ازUFO ها (يا همون پشقاب پرنده هاي خودمون)

UFO : Unidentified Flying Object

یه مقدار اطلاعات جزیی :

علاقمندان بخونند!

UFO چیست؟

Unidentified Flying Object درواقع یوفو یا یو اف او به هر جسم ناشناخته ی هوایی گفته میشه و مخالف اون IFO یا Identified Flying Object هست.

اولین تحقیقات در زمینه ی UFO یا اشیاء ناشناخته ی در حال پرواز در جنگ جهانی دوم با دیده شدن Foo Fighetrs یا هوا پیماهای جاسوسی متحدین صورت گرفت.

ریپورت ها از دیدن یوفو از سال 1946 به بعدشروع و ببیشتر شد و در سال 47 جلبان Kenneth Arnold بزرگترین ریپورت تا اون موقع رو کرد با دیدن نه شیء میشکوک که به صورت زنجیروار پرواز میکردند. در مجاورت Mount Rainier, Washington در June 24, 1947. اون مشاهدات خود رو اینطوری توصیف کرد که اشیاء عجیب به صورت دیسک و حلال و بشقاب بودن که حرکت میکردن. بعد از این قضیه همیشه به این اشیاء بشقاب پرنده گفته میشه. البته نیروی هوایی آمریکا حرف اون رو باور نکردن و دیدگان اون رو سراب دونستن!

عکس Arnold در نمایش یکی از این اشیاء:



This shows Kenneth Arnold holding a picture of a drawing of the crescent shaped UFO he saw in 1947.

البته داستان بالا یکی از داستان هایی بود که شایعه و هنوز هم دقیقا نمیدونیم واژه ی بشقاب پرنده از کجا اومده .....

بقيه اين مقاله پر محتوا در ادامه مطلب(خيلي چيزها تو مطلب افشا ميشه)

0 امتياز يكشنبه، 26 آبان ماه ، 1387 نظرات نظر دهيد! ادامه مطلب ادامه مطلب 176 بار بازديد شده

چگونه (كونان دويل) دانشمند معروف بعد از مرگ زنده بودن خود را ثابت كرد
داستان و مسائل ارواح و

arvah ghost ارواح روح جن

چگونه (كونان دويل) دانشمند معروف بعد از مرگ زنده بودن خود را ثابت كرد ::

پروفسوركونان دويل كه يكي از بزرگترين علماي روح بود سه دقيقه بعد از مرگش به دخترش ورود به دنياي ديگر را خبر داد. ماجرا بدين قرار است:
 

ماري كونان دويل دختر اين دانشمند روح شناس در محله ويكتورياي لندن دفتر كار پدرش نشسته بود غفلتا حالش بهم خورد دختر بچه اي كه مستخدمه آنجا بود به حالت بيخودي افتاد و كونان دويل صدايش را از گلوي اين دختر خارج نمود . به دخترش گفت سه دقيقه است كه به عالم روح رفته است . اين دختر از بيماري پدرش خبر داشت اما انتظار مرگ او را نداشت و با اين اخطار مسلم شد كه مرگ ( دويل )واقعيت داشته است . از آن به بعد گاه روح( دويل ) بر باز ماندگانش ظاهر مي شد و آنها را راهنمايي مي كرد گاه بوسيله ( مديوم ) ها نامه هايي بخط خود ارائه مي كرد و در آنها كساني را كه در زمان حياتش منكر وجود زندگي بعد از مرگ بودند راهنمائي مي نمود.
يك ماه بعد از فوتش روح دويل- خانمي را بعنوان ( مديوم) خود انتخاب كرد اين زن بر مسائل روح شناسي آگاه نبود . روزي صدائي را كه صداي دويل بود شنيد كه گفت من ( كونان دويل) هستم . مي خواهم همسر من تماس بگيرد و نامه اي به او بدهيد. خانم كه قبلا ( دويل ) را نمي شناخت بوحشت افتاد و با احتياط از او پرسيد آيا شما دليلي بر اثبات شخصيت خود داريد؟ صدا گفت : بهترين نشاني انست كه من نام تمام افراد خانواده را بگويم و همين كار را هم كرد بعدا معلوم شد درست است . خانم پرسيد : همسر شما در كجا زندگي مي كند. صدا آدرس كامل و شماره تلفن همسرش داد كه تا آن موقع معلوم نبود خانم جريان را براي همسر ( دويل ) تعريف كرد و ( دويل) بعدها بوسيله مديوم ديگري با دلائل قوي ثابت كرد كه در دنياي ديگر زندگي مي كند و روحش زنده است و با ظاهر شدن خود كمترين شكي در مورد واقعي بودن زندگي او پس از مرگ باقي نگذاشت .

0 امتياز شنبه، 18 آبان ماه ، 1387 نظرات نظر دهيد! ادامه

گفتگو با روح لیمیر(محکوم به اعدام)
داستان و مسائل ارواح و

arvah ghost ارواح روح جن

گفتگو با روح لیمیر(محکوم به اعدام)

ارتباط با روح لیمیر - این شخص محکوم به اعدام شد ، او را در 1857/12/31 اعدام کردند . این رای از دادگاه جنایی ( الاین ) صادر شده بود . روح این شخص در تاریخ 1858/1/29 در انجمن روحی حاضر شده ، گفت من اینجا هستم .

س - از مشاهده ما چه احساس می کنی ؟
ج - شرمندگی .

س - آیا تا آخرین لحظه مرگ ادراک خود را داشتی ؟
ج - بلی داشتم .

س - آیا پس از اجرای حکم دادگاه وجود تازه خود را درک کردی ؟
ج - مرا یک اضطراب شدیدی فرا گرفت که حتی بعدا هم از آن نجات نیافته ام ، و رنج بسیار شدیدی هم در قلبم احساس کردم بعدا چیزی را در پایین دیدم که نمی شناختم و خون از آن می چکید و با هر خونی که می ریخت ، رنج من زیادتر می شد .

س - آیا این درد جسمانی بود ؟ مانند درد یک زخم شدید و یا درد قطع شدن عضوی ؟
ج - خیر بلکه شرمندگی وجدان بود و رنج جسمانی نبود .

س - احساس این الم از کی شروع شد ؟
ج - به مجرد اینکه مرا اعدام کردند و از جسد مادیم خلاص شدم .

س - آیا روح و یا جسد ، آن الم ناشی از اجرای اعدام را درک می کند ؟
ج - الم معنوی در روحم بود ولی جسدم هم احساس درد می کرد و با اینکه روحم از جسدم جدا بود ، ولی درد آن را هم احساس می کردم .

س - آیا جسدت را بدون سر دیدی ؟
ج - من چیزی را دیدم ولی شکل نداشت و احساس کردم که از آن جدا نشده ام ، با این همه من خود را کامل و با سر می دیدم که ایستاده ام و به آن شیء بدون سر نگاه می کنم .

س - مشاهده این منظره چه اثری در تو گذاشت ؟
ج - یک رنج بسیار شدیدی را احساس کردم و در آن فرو رفتم .

س - آیا این موضوع صحیح است که جسد بعد از بریدن سرش چند لحظه زنده می ماند و کسی که کشته می شود شعورش زنده می ماند ؟
ج - روح به تدریج از جسد بیرون می آید و جسد مادی هم به تدریج از روح خالی می شود .

بقيه سوالهاي شده از روح و جواب روح در ادامه مطلب

0 امتياز شنبه، 18 آبان ماه ، 1387 نظرات نظر دهيد! ادامه مطلب ادامه مطلب 110 بار بازديد شده

عکس فضایی و توضیح جالب فضانورد آمریکایی
داستان و مسائل ارواح و

عکس فضایی و توضیح جالب فضانورد آمریکایی

این عکسی است که فضاپیمای وویجر از زمین گرفته است. عکسی که زمین را در فضای بیکران نشان می دهد. كارل ساگان فضانورد آمریکایی کتابی با همین عنوان نوشته است. در قسمتی از این کتاب می خوانیم:

دوباره به این نقطه نگاه کنید. همین جاست. خانه اینجاست. ما اینجاییم. تمام کسانی که دوستشان دارید٬ تمام کسانی که می شناسید٬ تمام کسانی که تابحال چیزی در موردشان شنیده اید٬ تمام کسانی که وجود داشته اند٬ زندگی شان را در اینجا سپری کرده اند. برآیند تمام خوشی ها و رنج های ما در همین نقطه جمع شده است. هزاران مذهب٬ ایدئولوژی و دکترین اقتصادی که آفرینندگانشان از صحت آنها کاملا مطمئن بوده اند٬ تمامی شکارچیان و صیادان٬ تمامی قهرمانان و بزدلان٬ تمامی آفرینندگان و ویران کنندگان تمدن٬ تمامی پادشاهان و رعایا٬ تمامی زوج های جوان عاشق٬ تمامی پدران و مادران٬ کودکان امیدوار٬ مخترعان و مکتشفان٬ تمامی معلمان اخلاق٬ تمامی سیاستمداران فاسد٬ تمامی «ابرستاره ها»٬ تمامی رهبران کبیر٬ تمامی قدیسان و گناهکاران در تاریخِ گونه ما٬ آنجا زیسته اند٬ در این ذره غبار که در فضای بیکران در مقابل اشعه خورشید شناور است. زمین ذره ای خرد در مقابل عظمت جهان است. به رودهای خون که توسط امپراطوران و ژنرال ها بر زمین جاری شده٬ البته با عظمت و فاتحانه٬ بیاندیشید. این خونریزان٬ اربابان لحظاتی از قسمت کوچکی از این نقطه بوده اند. به بی رحمی های بی پایانی که ساکنان گوشه ای از این نقطه٬ توسط ساکنان گوشه دیگر (که از این فاصله نمیتوان آنها را از هم بازشناخت) متحمل شده اند بیاندیشید٬ چقدر اینان به کشتن یکریگر مشتاقند٬ چقدر با حرارت از یکدیگر متنفرند. تمامی شکوه و جلال ما٬ تمامی حس خود مهم بینی بی پایان ما٬ توهم اینکه ما دارای موقعیتی ممتاز در پهنه گیتی هستیم٬ به واسطه این عکس به چالش کشیده می شود. سیاره ما لکه ای گم شده در تاریکی کهکشانهاست. در این تیرگی و عظمت بی پایان٬ هیچ نشانه ای از اینکه کمکی از جایی میرسد تا ما را از شر خودمان در امان نگاه دارد٬ دیده نمی شود.
زمین تنها جای شناخته شده است که قابلیت زیست دارد. هیچ جایی نیست٬ حداقل در آینده نزدیک که گونه بشر بتواند به آنجا مهاجرت کند. مشاهدات٬ بله٬ استقرار٬ هنوز نه. خوشتان بیاید یا نه٬ زمین تنها جایی است که می توانیم روی پای مان بایستیم. گفته شده که فضانوردی تجربه ای است شخصیت ساز که فرد را فروتن می سازد. شاید هیچ تصویری بهتر از این٬ غرور ابلهانه و نابخردانه نوع بشر را در دنیای کوچکش به نمایش نگذارد. برای من٬ این تصویر تاکیدی است بر مسئولیت ما در جهت برخورد مهربانانه تر ما با یکدیگر٬ و سعی در گرامی داشتن و حفظ کردن این نقطه آبی کمرنگ٬ تنها خانه ای که تاکنون شناخته ایم.

0 امتياز چهارشنبه، 15 آبان ماه ، 1387 نظرات نظر دهيد! ادامه

شخصیت های افسانه ای یونانی
داستان و مسائل ارواح و

شخصیت های افسانه ای یونانی

مروز در باره ی شخصیت های افسانه ای یونانی برایتان می نویسم.
آئروپه (به یونانی: Αερόπη)، در اسطوره‌های یونان، دختر کاترئوس (پادشاه کرت) است.

شخصیت‌های افسانه‌ای یونان باستان
آئروپه
فرانسوی: آئروپه
جنسیت: مؤنث
پدر: کاترئوس
همسر: آترئوس
فرزندان: پلیستنس، آگاممنون و منلائوس
موضوعات افسانه‌های یونان باستان

کاترئوس پدر آئروپه او را به عنوان برده فروخت و آترئوس او را خرید و با وی ازدواج کرد. اما آئروپه با برادر آترئوس، توئستس رابطه برقرار کرد و با وی هم‌بستر شد. در روایتی وی مادر پلیستنس و به روایتی دیگر مادر آگاممنون و منلائوس بوده است


آپولو (به یونانی: Ἀπόλλων, Apóllōn; یا Ἀπέλλων, Apellōn)، خدای روشنایی (خورشید)، هنرها و پیشگویی در اسطوره‌های یونان است.

آپولو
یونانی: آپولو
فرانسوی: آپولون
عنوان: خدای روشنایی (خورشید)، هنرها و پیشگویی در یونان باستان بود
جنسیت: مذکر
پدر: زئوس
مادر: لتو
فرزندان: اسکلپیوس (خدای پزشکی)
وابستگان: برادر دوقلوی آرتمیس
در تروا: فرزندش اسکلپیوس محافظ شهر تروا بود.

وی پسر زئوس و لتو و برادر دوقلوی آرتمیس بود. محل تولّدش جزیرهٔ دلوس است. وی در دلفی (دلفس) معبدی داشت که یونانیان باستان، پیشگوی آن را روشن‌بین می‌دانستند.

آپولو اژدهایی به نام پیتون را کشت و در جای وی (دامنهٔ کوه هلیکون) با موزها (دختران زئوس و تمیس، ایزدبانوان هنرهای نه گانه) که ملازمانش بودند مسکن گرفت. او چنگ را که اختراع هرمس بود، ساز مخصوص خود کرد و خدای موسیقی و آوازهای خوش گشت. او پدر اسکلپیوس (ایزد پزشکی) و محافظ شهر تروا بود.


اتالانته دختر یاسوس و کلومنه بود. پس از آن‌که پدرش او را سر راه گذاشت، یک خرس ماده با شیر دادن به او، جانش را نجات داد. سپس شکارچیان او را یافتند و بزرگ کردند. رشد در این محیط او را به شکار و کارهای مردانه علاقمند کرد و از امور زنانه بیزار شد. در سفر یاسون برای یافتن پشم زرین قوچ بالدار در کنار دلاورترین افراد یونان (ملئاگروس، اورفئوس، هراکلس، هولاس، پلئوس پدر اخیلس، تسئوس) با او همراه شد. هنگامی که گرازی وحش به تباه ساختن کشتزارهای کالودون پرداخت، ملئاگروس، پسر اوینئوس شاه کالودون، به یاری پهلوانانی مانند تسئوس و کاستور و پولوک و نستورو یاسون و نیز آتالانته زیباروی چابک به جنگ آن برخاست. گراز چند پهلوان را از پا درآورد، آتالانته او را با تیر زد و ملئاگروس آن را به قتل رساند.[۱] آتالانته خواستگاران بسیاری داشت. اما برای ازدواج شرطی قرار داده بود که هر کس موفق شود در مسابقه دو از وی پیش افتد، به عنوان همسر می‌پذیرد و گرنه به هلاکت می‌رسد. هیپومنس سیب‌های طلایی هسپریدس را که از آفرودیته گرفته بود به سوی آتالانته رها می‌کرد و چون آتالانته به گرفتن آن‌ها مشغول شد، از او جلو افتاد و مسابقه را برد. هیپومنس با فراموش کردن سپاسگزاری به درگاه آفرودیته موجب خشم وی شد و آفرودیته هر دو را به شیر تبدیل کرد، که براساس افسانه‌ها نمی‌توانند با جفت خود بیامیزند.
کاسیوپیه_(ذات الکرسی)

در اسطوره های یونانی کاسیوپیه یکی از پنجاه حوری دریایی (که دختران نروس بودند) بود. او فرا خوانده شده بود که یگانه دختر دریا باشد. زیبایی او خیره کننده و شگفت آور بود؛ چرا که گفته شده است: که یک روز بعد از ظهر هنگامی که او در کنار دریای اتیوپی(Aethiopia) قدم می زد، شاه قیفاووس (Cepheus) او را دید و در جا یک دل نه صد دل عاشق وی شد؛ از آنجایی که کاسیوپیه نیرویی مافوق بقیه خواهرانش داشت توانست با شاه قیفاووس ازدواج کند.

بعد ازدواج کردن با شاه اتیوپی، کاسیوپیه مغرور، لاف این را زد که زیبایی او مافوق زیبایی خواهرانش است. بعد از این موضوع خواهران از او دلخور شدند زیرا آنها می دانستند که زیبایی کاسیوپیه چیز بسیار فوق العاده ای نبود اما چیزی ذاتی و مختص خود او بود.

خدای دریا (Poseidon) یک موج قوی به سمت اتیوپی می فرستد اما کاسیوپیه با نیرویش جلوی آن موج را می گیرد. به بیان دیگر دختر دریا، تنها از خودش دفاع کرده بود.

به این ترتیب خدای دریا یک عفریت به سوی ملکه اتیوپی می فرستد تا وی را نابود کند. قیفاووس که نومید شده بود با یکی از خدایان در معبد اُراکل مشورت می کند؛ تنها راه حل این بود که آندرومدا (Andromeda) یعنی دخترشان را قربانی کنند؛ دوشیزه پاکدامن و جوان هم سرنوشت بی رحمانه خود را می پذیرد؛ سپس آنها قربانی را به صخره ای در کنار دریا زنجیر می کنند تا اینکه قیطوس(Cetus)، عفریت دریا، بتواند او را بکشد؛ اما هنگامی که عفریت دریا می خواست آندرومدا را حریصانه ببلعد، برساوش(Perseus) سوار بر اسب بالدارش (Pegasus) سر میرسد.

برساوش که در اسطوره ها به برنده سر دیو معروف بود، قبل از اینکه برای نجات معشوقه اش بیاید به سراغ دیو یا عجوزه مارموی یعنی مدوسا(Medusa) میرود (عجوزه ای که تنها نگاه او، باعث می شد همه موجودات حتی انسان ها به سنگ تبدیل شوند). آنها با یکدیگر مبارزه می کنند اما در این مبارزه جادوی مدوسا به سپر برساوش برخورد می کند و به خود او باز می گردد. برساوش بی درنگ سر او را از تن جدا می کند. در این هنگام، از خون سرخ مدوسا که با حباب( کف) دریا مخلوط شده بود اسب بالدار(Pegasus) به وجود می آید؛ برساوش برای نجات معشوقه اش آندرومدا، سر بریده مدوسا را به قیطوس، عفریت دریا، نشان میدهد به این ترتیب هیولا به سنگ تبدیل می شود.

سپس خدایان تصمیم گرفتند ملکه خودخواه،کاسیوپیه، را به خاطر گناهی که هنوز فراموش نشده بود، ادب کنند؛کاسیوپیه بر روی صندلی سلطنتش نشسته بود در حالی که با لباس جادویی اش آراسته شده بود؛ خدایان از زیبایی او شگفت زده شدند. سپس آفرودیتی(Aphrodite) الهه زیبایی، از او در مورد دستور آفرینشش سؤال کرد. کاسیوپیه به آفرودیتی قول داد که این دستور العمل را به او بگوید اما تنها به شرط نجات یافتنش از غضب خدایان؛ آفرودیتی خود را با تمام سرعت به زئوس(Zeus) خدای خدایان، می رساند تا برای نجات او، زئوس وی را به یک الهه تبدیل کند؛ در ابتدا زئوس دست رد به سینه آفرودیتی می زند اما کمی بعد خواهش او را اجابت می کند.

بعد از مبدل شدن به یک الهه، کاسیوپیه مشاهده کرد صورت فلکی های شوهرش، شاه قیفاووس، و آندرومدا، تنها دخترش در نزدیکی او قرار گرفته اند تا او را مشایعت کنند.

ملکه کاسیوپیه بهترین دوست الهه آفرودیتی و نیز بهترین هم پیمان او شد. قبل از رسیدن به آسمان(Olympus) معلوم شد که نیروی کاسیوپیه بسیار بالا بوده به این ترتیب او به الهه خیال و دریاها معروف می شد.

کاسیوپیه سلطنت خود را در آسمان بدست آورد و مورد احترام بسیاری از خدایان و انسان ها واقع شد. به خاطر جوانی و زیبایی ظاهریش دچار شادی که با غرور و خودبینی همراه بود شد. او همیشه با برگ مقدس نخل خرما که قدرت شگرف او رامخفی نگاه می داشت پوشیده شده بود.
الکترا (به انگلیسی: Electra)، دختر آگاممنون.

پس از آن‌که کلوتایمسترا (مادر الکترا)، آگاممنون (پدر الکترا) را کشت، الکترا برادر خود اورستس را از خانه دور کرد تا جانش را نجات دهد. مدت‌ها بعد اورستس با همدستی الکترا، مادر و معشوق او آیگیستوس را کشت و انتقام پدر را گرفت. الکترا با دوست برادرش، پولادس ازدواج کرد.

عقده الکترا در روانشناسی بر مبنای سرگذشت این شخصیت اسطوره ای، نام گذاری شده است.

ایریس (به یونانی: Ανδρομαχη)، دختر تامائوس و الکترا.
ایریس
فرانسوی: ایریس
عنوان: پیام‌رسان خدایان
جنسیت: مؤنث
پدر: تائوماس
مادر: الکترا
همسر: زفوروس
ایریس حامل پیام‌های خدایان بود و با زفوروس (باد غرب) ازدواج کرد. ایریس به معنای رنگین‌کمان است.

ایکاروس
هراه پدر از زندان مینوس، به کمک بال‌هایی که از موم و پر ساخته شده بود، گریخت. با وجود توصیهٔ پدر به خورشید نزدیک شد، بال‌های مومی آب شدند و به دریا افتاد. این دریا به نام او ایکاریا نامیده می‌شود

ایلوس
پسر تروس و کالیرهوئه بود. در مسابقان فروگیایی برنده شد و ۵۰ مرد و ۵۰ زن و یک گاو ابلق جایزه گرفت. فرمان یافت هرجا که گاو از رفتن بازماند، شهری بنا کند. گاو روی تپه‌ای نزدیک کوه ایدا فرود آمدد و شهری آن‌جا بناشد که مردمش همان ۵۰ مرد و ۵۰ زن بودند و ایلیون یا تروا نام گرفت. زئوس نشانه‌ای برای شهر فرستاد که تصویر چوبی آتنه بود. مردم ایلیون اعتقاد داشتند تا آن نشان برجاست شهر آسیبی نمی‌بیند

0 امتياز دوشنبه، 13 آبان ماه ، 1387 نظرات نظر دهيد! ادامه

آفرينش عالم-باب سوم-باب چهارم
داستان و مسائل ارواح و

آفرينش عالم

باب سوم:در صفت دوزخ و اهل آن

بدان كه آنچنان كه حق تعالي بهشت را از رحمت خود خلق كرده، دوزخ را از خشم و غضب خود آفريده و آن را هفت در است، هر دري مخصوص گروهي از گمراهان است كه قسمت كرده شد و آن را هفت طبقه است:
طبقۀ اول جهنم است ((وان جهنم لموعدهم اجمعين)) (سورۀ حجر، آيۀ 43)
اين آيه در باب پيروان شيطان و منافقان است و اين طبقه طبقۀ اول است و جاي گناهكاران از اهل توحيد است.
مروي است كه رسول صلي الله عليه و اله در مسجد نماز مي كرد و زن اعرابيه مي گذشت، اقتدا به آن حضرت كرد. چون رسول صلي الله عليه و اله به اين آيه رسيد: ((لها سبعه ابواب لكل باب منهم جزء مقسوم)) (سورۀ حجر، آيۀ 45) آن زن نعره اي زد و بيهوش شد و رسول صلي الله عليه و اله بعد از نماز فرمود تا آب به روي او زدند، چون با خود آمد گفت: واويلا، هر عضوي را از من منقسم خواهند كرد از براي دري از درهاي دوزخ؟
حضرت فرمودند: نه چنان است، بلكه مراد آن است كه همۀ فرقۀ مكلفان را بر هر دري از درهاي دوزخ عذاب كنند.
گفت: يا مرا هفت بنده است كه به غير از اين چيز ديگر ندارم، تو را گواه گرفته و همه را آزاد كردم، هر يكي را براي خلاصي دري از درهاي دوزخ.
جبرئيل عليه السلام نازل شد، گفت: يا رسول الله! بشارت باد بر اين ضعيفه كه حق تعالي همۀ درهاي دوزخ را بر او حرام گردانيده و درهاي بهشت را براي او گشاده كرد.
طبقۀ دوم را لظي گويند. ((نزاعه للشوي)) يعني كه آتش دوزخ را زبانه اي است خالص كه هيچ چيز با او نيست تا موجب كثرة مشقت و مرارت او شود، آن زبانه خالص در حالتي كه نزع كننده است گوشت و پوست دست و پاي كافران را.
مروي است كه: هر گاه گوشت و پوست رويد، في الحال آتش آنرا بگدازد و اين طبقه ثانيه جاي ترسايان است و به قولي جاي جهودان.
طبقۀ سوم را حطمه گويند: ((كلا لينبذن في الحطزمة و ما ادريك ما الحطمه)) (سورۀ همزه، آيات 4و5)) اين دربارۀ اخنس بن قيس بن فضل آمده، يا بر ابي خلف و اخنس، به جمع مال و غيبت رسول ذوالجلال مشغول بود و او را عقيده آن كه او را هميشه در دنيا مخلد خواهد ساخت و به شومي كثرت مال دنيا كمر عداوت با حضرت رسول بسته و به عناد و استكبار مي افزود.
معني آيۀ شريفه اين است: نه چنين است آنچه پندارد او در تخليد مال او را در دنيا حقا هر آينه انداخته شود در حطمه (يعني در آتش)
((نارالله الموقده التي تطلع علي الافئده)) (سورۀ همزه، آيات 6و7) يهني: آتش خدايي است كه بر افروخته شده چنن كه برآيد و غالب شود بر دلها. يعني: بر همۀ اعضا و اطراف در گذرد و ميان دل درآيد. بدرستي كه آن آتش بر كافران فرو بسته شده است.
و اين طبقۀ ثالثه جاي فرعونيان است، يعني: جمع كنندگان مال به حرام و به قولي جاي جهودان.
طبقۀ چهارم را سقر خوانند كه ((ساصليه سقر و ما ادريك ما سقر)) (سورۀ مدثر، آيات 26 و 27) اين آيه در باب وليدبن مغيره نازل شده كه درافكنند وليد را به سقر، اين طبقه اربعه جاي گبران است و در بعضي از تفاسير اين را طبقۀ پنجم شمرده اند.
طبقۀ پنجم را سعير خوانند.‌ ((اما من اوتي كتابه وراء ظهره فسوف يدعو ثبورا و يصلي سعيرا)) (سورۀ انشقاق، آيات 10و11و12) يعني: آن كه داده شود نامۀ كردار او به دست چپ او و آنچنان بود كه دست او را بر گردن او بندند و دست چپ او را از پس سر او بيرون آورند و از آن طرف نامه بر دست وي نهند و گويند بخوان، گويد: چگونه از پس پشت خود بخوانم، پس گردن او را باز پس شكنند تا نامۀ خود را بخواند تاريك و سياه عاجز و متحير شود از خواندن آن، پس زود باشد كه بخواند، يعني: تمناي هلاكت خود كند و در آيد به آتش افروخته و اين طبقه خامسۀ جاي صابيان است و ناصبيان.طبقۀ ششم را جحيم گويند: ((ثم ان مرجعهم لالي الجحيم.)) (سورۀ صافات، آيۀ 68)
يعني: بدرستي كه بازگشت مشرگان به سوي دوزخ سوزان است كه محل مشركان است.

طبقۀ هفتم هاويه است، كه او را درك الاسفل گويند. ((فامه هاوية)) (سورۀ قارعه، آيۀ 9) و اين جاي كسي است كه اعمال حسنه نداشته باشد، يا سيئات او بر حسنات غالب باشد.
قوله تعالي: ((و اما من خفت موازينه فامه هاوية)) و هاويه آن است كه گرمي و سوزش او به غايت رسيده.
مروي است كه: عمق هاويه بر وجهي است كه چون اهل دوزخ را بر آن اندازند، خريف به قعر آن نرسد و بلاشك هاويه مأواي يزيد بن معويه است و در روايت آمده كه حق تعالي در دوزخ، ماران آفريده هر يك به قدر شتري، كه بختي باشد كه هر كه را زخمي بزنند، هفتاد سال بماند و حق تعالي فرشتگان را موكل آن گردانيد، كه اگر يكي انگشت بر آسمان و زمين زنند، پاره پاره گردد و بعضي عمودها دارند كه بر سر دوزخيان زنند.
در آي. شريفه فرموده: ((خذوه فغلوه ثم الجحيم صلوه)) (سورۀ حاقه، آيۀ 31)
در خبر است: چون حق تعالي مي فرمايد: بگيريد او را و در هم بنديد. صد هزار زبانيه بيايند و در او بزنند و دست و پاي ايشان را پاره پاره كنند و هر ذره اي در دست زبانيه اي ماند. پس حق تعالي او را بار ديگر زنده گرداند و ايشان را گويد كه به رفق و نرمي او را بگيريد و غل كنيد. پس آنگاه در زنجيري از آتش كه هفتاد گز است دركشند. يعني: محكم در جسد او پيچند تا هيچ حركت نتواند كرد.
نوق بن كمال از حضرت پيغمبر صلي الله عليه واله نقل كرده: مراد از ذراع، ذراع فرشتگان است و هر ذراع هفتاد باغ است و هر باغي به قدر مسافتي كه در ميان كوفه و مكه است. از كعب الاحبار مروي است: اگر همه آهني كه در دنيا است را جمع كنند، به وزن يك حلقۀ او نشود و اگر حلقه اي از آن حلقه ها را بر كوههاي عالم نهند، چون ارزير بگدازد.
از سويده روايت است: همه اهل دوزخ در آن سلسله باشد و در روايت آمده كه بر هر  دري از درهاي دوزخ سي هزار شهر است از آتش و در هر شهري هفتاد هزار سراپرده است از آتش و در هر سراپرده هفتاد هزار گنبد و در هر گنبدي هفتاد هزار حجره و در هر حجره اي هفتاد هزار گژدم و هر كژدمي را هفتاد هزار دم و هر دمي هفتاد هزار بند است و در هر بندي هفتاد هزار سبو، پر از زهر و بر هر دري هفتاد هزار فرشته است كه آتش مي افروزند.
در نجوي موسي آورده كه حق تعالي خطاب كرد: (( اي موسي! بدان كه دوزخ را هفت طبقه آفريدم، هر طبقه را هزار وادي است از آتش و در هر وادي هفتاد هزار شهر است و در هر شهري هفتاد هزار كوشك و در هر كوشكي هفتاد هزار خانه و در هر خانه هفتاد هزار تابوت است از آتش و درازي هر تابوت و پهناي آن هفت بار چندين دنيا و در هر تابوتي هفتاد هزار كژدم است و هفتاد هزار مار و هر كژدمي و ماري به بزرگي كوه طور است. اي موسي! مشركان و منافقان و غافلان و بخيلان و رياكاران و خورندگان خمر و ربا و سخن چينان را جمع كنند و در آن درآورند و مسلط گردانند بر ايشان ماران و كژدمان را، تا بدانند كه كتابهاي من و پيغمبران بر حق بودند.
از حضرت رسول صلي الله عليه واله مروي است: در دوزخ وادي است، بدان گرمي كه هر روز هفتاد هزار بار اهل دوزخ از گرمي آن به فرياد آيند و در آن وادي خانه است و در آن خانه چاهي است و در آن چاه تابوتي است و در آن ماري است از آتش، كه او هزار سر دارد و در هر سري هزار دهان و در هر دهاني هزار دندان و هر دنداني هزار گز است.
صحابه پرسيدند: آن جايگاه كدام طايفه است؟
حضرت فرمودند: جاي خمر خوار.
در (تبيان) آورده: چون حرارت سموم دراكباد و اجساد دوزخيان اثر كند پناه برند به حميم همچنان كه گرمازدگان در دنيا آن مي طلبند.
روايت است: حميم آبي است كه از آن روز كه حق تعالي دوزخ را افريده مي جوشانند، بعد از آن كه دوزخيان بياشامند، هر چه در اندرون ايشان است پاره پاره گردد و از حرارت آن بيشتر متأذي شوند، پناه برند به سايۀ آن دود ظلماني و گويند يحموم كوهي است در ميان آتش، كه دوزخيان به سايۀ آن پناه ميبرند.
در بعضي از تفاسير معتبره مروي است: حضرت رسوا صلي الله عليه واله فرمود: اگر قطره اي از زقوم دوزخ بر زمين چكد، زندگاني بر اهل دنيا تلخ شود. پس چگونه بود حال آن شخص كه مهۀ طعام او در اخرت اين باشد.
در بعضي از اخبار وارد شده كه طبقات جهنم هفت است:
طبقه ي اولي جحيم است كه نگاه داشته مي شود اين طبقه در پرده هاي آتش، تا اينكه مي جوشد مخ سرهاي ايشان مثل غزقانچه
طبقۀ دوم لظي است و اين مقام آنان است كه از حق نكول كنند و تابع هواي نفس خود شوند و جمع كند دنيا را و خزاين را و حقوق خدا را بيرون نكنند از آنها
طبقۀ سوم سقر است، چنان كه حق تعالي مي فرمايد: ((ساصليه سقر))
طبقۀ چهارم حطمه است، چنانكه حق تعالي مي فرمايد: ((كلالزينبذن في الحطمه و ما ادريك ما الحطمه نار الله الموقده التي تطلع علي الافئده))
طبقۀ پنجم هاويه است، چنانچه فرموده: ((و اما من خفت موازينه فامه هاويه و ما ادريك ماهيه نار حاميه)) اين زاويه اي است از زاويه هاي جهنم و اين ادناي زاويه ها است.
طبقۀ ششم سعير است و در آن سيصد سراپرده از آتش و در آن خانه ها زنجيرها و غلها است از آتش كه مهيا شده است براي اهل اين طبقه.
طبقۀ هفتم جهنم است و در آن است فلق چنان كه خداي عزوجل فرموده: ((قل اعوذ برب الفلق)) و آن چاهي است در جهنم وقتي كه در آن را بگشايند مشتعل مي گردد جهنم و اين طبقه اخس وادني از ساير طبقات است و صعود كوهي است در جهنم كه واقع شده است در وسط جهنم و اثام نهري است از آتش در جهنم كه مي گردد در اطراف اين كوه بدرستي كه اين موضع اخس و ادناي مواضع است از طبقات جهنم و نيز فرموده: بدرستي كه در سقر هر آينه وادي است كه آن را سقر مي گويند كه هرگز نفس نكشيده است از آن وقت كه خلق شده و اگر نفس بكشد به قدر سوراخ سوزني، هر اينه مي سوزد هر آنچه كه بر روي زمين است.
بدرستي كه اهل جهنم پناه ميبرند از حرارت اين وادي، از تعفن آن و كثافت آن و در اين كوه شعب و دره ها است، كه پناه ميبرند به خدا از حرارت آن چاهها و كثافت آنها و در آن چاه ماري است كه اهل آن چاه پناه ميبرند به خدا از اين مار و در شكم اين مار هفت صندوق است، در آن صندوقها جاي پنج نفر از پيشينيان و دو نفر از پسينيان قابل و نمرود و فرعون و يهودا، كه يهودي ساخت يهودان را و بلوس، كه نصاري ساخت و نصارا را نصاري كرده و آن دو نفر عربي است كه ايمان نياوردند به خدا و رسول او، كه شيبويه و سينويه باشند.
بر درهاي دوزخ چنين نوشته شده:
در اول: (( لعن الله الكاذبين))
در دوم: ((من رجا بالله سعد و من خاف الله من الهلاك المغرور من رجي سوي الله و خاف غيره))
در سوم: ((من اراد ان لا يكون عريانا في القيمه فليلبس الجلد العاريه في الدنيا و من اراد ان لا يكون جائعا في القيمه فليطعم البطون الجائعه في الدنيا و من اراد ان لا يكون عطشانا في القيمه فليسق العطشان في الدنيا.))
يعني: هر كه خواهد برهنه نباشد در قيامت پس بايد كه بپوشاند پوستهاي عريان را در دنيا و هر كه خواهد گرسنه نشود در قيامت پس بايد سير گرداند شكمهاي گرسنه را در دنيا و هر كه خواهد كه تشنه نباشد در قيامت پس بايد سيراب كند تشنگان را در دنيا.
در چهارم: ((اذل الله من اهان الاسلام و المسلمين اذل الله من اهان عتره رسول الله اذل الله من اعان الظالمين علي ظلم المخلوقين))
يعني: خدا ذليل گرداند آن كس را كه اهانت رساند اسلام را و مسلمانان را و ذليل كند خداي تعالي آن كس را كه اهانت كند ذريۀ پيغمبر را و ذليل گرداند خدا آنكس كه اعانت و ياري كرده ظالمين را بر ظلم كردن خلايق.
در پنجم: ((لا تتبع الهوي فان الهوي يجانب الايمان و لا تنطق فيما لا ينفعك فيسقط من نظر ربك و لا تكن عونا للظالمين فان الجنه لم يخلق للظالمين))
يعني: متابعت هواي نفس مكن، بدرستي كه هواي نفس ايمان را دور گرداند و حرف مزن در آن چيزي كه به تو نفع ندهد، پس بيفتي از نظر پروردگار خود و مباش تو معين و ياري كننده ظالمان. بدرستي كه جنت آفريده نشده براي ظالمين.
در ششم: ((انا حرام من المتهجدين و انا حرام من الصائمين و انا حرام من المتصدقين))
يعني: من حرامم بر تهجد كنندگان يعني نماز شب گزاران و من حرامم بر روزه داران و من حرامم بر تصديق كنندگان و راست گويندگان.
در هفتم: ((حاسبوا قبل ان تحاسبوا و زاجروا انفسكم قبل ان تزاجروا و ادعوا الله عز و جل قبل ان تردوا عليه و لا تقدروا علي ذلك))
يعني: محاسبۀ نفسهاي خود كنيد پيش از آنكه حساب كشند از شما و زجر و منع كنيد نفسهاي خود را از گناه و لذتهاي دنيا قبل از آن كه زجر كنند شما را و بخوانيد پروردگار خود را قبل از آن كه وارد شويد بر او و قادر نباشيد بر خواندن او سبحانه.

باب چهارم:در صفت صور و نفخۀ آن در ادامه مطلب

0 امتياز شنبه، 4 آبان ماه ، 1387 نظرات نظر دهيد! ادامه مطلب ادامه مطلب 53 بار بازديد شده

یک نقطه بسیار تاریک در مریخ
داستان و مسائل ارواح و

یک نقطه بسیار تاریک در مریخ

طبق نظر دانشمندانی که بر روی عکس گرفته شده توسط مدار گرد تجسسی مریخ (Mars Reconnaissance Orbiter ) تحقیق میکنند، یک نقطه بسیار تاریک در مریخ میتواند ورودی یک چاله عمیق یا غار باشد.

این عارضه عجیب سطح مریخ قطری حدود 100 متر دارد.به دلیل اینکه این چاله فاقد دیواره  است دانشمندان دهانه ناشی از برخورد بودن آن را رد میکنند.درون چاله هم هیچ دیواره یا جزئیات دیگری دیده نمیشود و بنابر این هر نوع دیواره این چاله بایستی کاملاً عمودی باشد.دانشمندان متخصص بررسی این نوع تصاویر میگویند چاله باید بسیار عمیق باشد که نور خورشید نتوانسته کف آن را روشن کند. در ماه آوریل اعلام شد که سفینه مارس ادیسه ناسا و سیستم تصویربرداری به روش تابش حرارتی آن نزدیکی استوای مریخ هفت نقطه سیاه کشف کرده است که دانشمندان تصور میکنند میتواند ورودی غارهای زیرزمینی باشد.

غارهای مریخ باعث شد نظریاتی به خصوص توسط ( پیتر اسمیت ) Peter Smith در مورد امکان حیات زیرزمینی در این سیاره به وجود آید و بر این اساس عملیات بعدی ناسا در مریخ با نام ( فونیکس لندر )Phoenix Lander   شکل گرفت که در ماه می یا ژوئن سال 2008 انجام خواهد شد.
 طبق نظر اسمیت هر چه در مریخ به عمق بیشتری برویم دما بیشتر میشود و در یک عمق خاص شرایط برای وجود آب به صورت مایع وجود خواهد داشت.
 اسمیت توضیح میدهد که علاوه بر این ممکن است غارها با شکستهای زیر زمینی که باعث حبس شدن بخار آب شود در ارتباط باشند.شاید به این ترتیب شرایط مناسب برای زندگی در این غارها محیا باشد.
اسمیت میگوید که غارهای مریخ اکتشاف مهیجی هستند. ما نمیتوانیم بگوییم چه چیزی در غارها هست. تنها میداینم که آنها هستند. سفینه هایی که قابلیت فرود در سطح مریخ را داشته باشند میتوانند برای کشف این غارها مناسب باشند.

نه تنها غارهای طبیعی از نظر زیست شناسی جالبند بلکه آنها میتوانند به عنوان محل سکونت فضانوردان آینده مورد استفاده قرار گیرند.

حیات در نقاط دیگر منظومه شمسی ممکن است متفاوت از حیاتی که ما میشناسیم باشد!

جستجو برای کشف حیات در نقاط دیگر منظومه شمسی و ماورای آن باید تلاش برای کشف چیزی باشد که دانشمندان برخی اوقات به آن  (زندگی غیر معمول ) میگویند که به معنای نوعی از حیات است که بیوشیمی آن متفاوت از بیوشیمی حیات در کره زمین است. این مطلب  در گزارش جدید مجمع تحقیقات ملی امریکا آمده است. کمیته ای که این گزارش را نوشته است کشف کرد که نیازهای اساسی حیات به گونه ای که ما میشناسیم --  آب مایع به عنوان حلال بیوشیمیایی ، متابولیسم وابسته به کربن، سیستم مولکولی با قدرت  تکامل و قدرت تبادل انرژی با محیط اطراف --  تنها راه برای ایجاد پدیده هایی که حیات را به وجود می اورند، نیستند. ( جان باروس ) John Baross پروفسور اقیانوس شناس در دانشگاه واشنگتن و عضو کمیته تحقیقاتی میگوید: تحقیقات ما به وضوح نشان میدهد که حیات ممکن است به اشکالی متفاوت از چیزی که در زمین وجود دارد به وجود بیاید.

دانشمندان دیگر هم از این گزارش استقبال کردند، ( میشل میر ) Michael Meyer سرپرست برنامه نحقیقاتی ناسا در مریخ میگوید: این گزارش میتواند کمک زیادی به ما کند تا مطمئن شویم که ما با چشمان کاملاً باز به تحقیقات خود ادامه دهیم.

ناسا مدت زمان طولانی در حال مطالعه حیات در کره زمین بود تا راهنمایی برای جستجوی حیات در دنیاهای دیگر باشد. سیارات و اقماری که دارای آب به صورت مایع باشند میتوانند شانس زیادی برای وجود حیات داشته باشند، ولی همانطور که در گزارش جدید کمیته تحقیقاتی هم اشاره شده است دلایل خوبی وجود دارد که شک کنیم که انواع دیگر واکنشهای شیمیایی هم میتواند به ایجاد حیات منجر شود. به طور مثال در حالیکه DNA در زنجیر خود از فسفر استفاده میکند، ممکن است نوعی DNA با زنجیری از ارسنیک تشکیل شود و  حیات ممکن است با مایعات دیگری به جز آب تشکیل شود مثلاً آمونیاک یا متان. این گزارش که در سایت فرهنگستان ملی (www.nationalacademies.org ) منتشر شد حتی به امکان ایجاد حیات بر پایه زنجیره های سیلیکون به جای کربن اشاره میکند.

یکی دیگر از اعضای کمیته میگوید: شواهد خوبی وجود دارد که حیاتی که در زمین وجود دارد از یک شکل غیر عادی حیات ایجاد شده است.

برای کشف اشکال غیر عادی حیات دانشمندان باید انواع جدیدی از دستگاه های رد یاب را بسازند. دانشمندان همچنین میگویند احتمال وجود حیات غیر عادی باید ناسا را وادار به تغییر ماموریتهای آینده خود کند. http://www.iht.com/articles/2007/07/08/news/life.php

0 امتياز دوشنبه، 29 مهر ماه ، 1387 نظرات نظر دهيد! ادامه

عالم افرينش فصل سوم و چهارم....
داستان و مسائل ارواح و

آفرينش عالم

فصل سوم: در صفت آسمانها و زمين و عجايب آنها

بدان كه حق تعالي اين هفت آسمان را از دود آن جوهر بيافريد، چنان كه مذكور شد.

آسمان اول: از زبرجد سبز است و نام وي " ايلون" است. به قولي برف يا فرشتگان اين آسمان، هميشه در سجودند و تسبيح ايشان اين است كه: (( سبحان الله ذي الملك و الملكوت)) و مهتر ايشان فرشته اي است كه نام او اسماعيل است. هم در اين آسمان فرشته اي است كه او را رعد خوانند. غريدن آسمان از اوست. بعضي گفته اند كه رعد، صداي تازيانه اي است كه آن فرشته بر ابر ميزند و برق، آتشي است كه از دهن آن تازيانه بيرون مي آيد.

آسمان دوم : از نقرۀ خام است و نام وي "نعوني" است.
به روايتي اقلوم و فرشتگان وي، جمله در ركوعند و تسبيح ايشان اين است كه: ((سبحان ذي العز و الجبروت)) و نام مهتر ايشان كركاب است و او نشسته است، يك نيمۀ او برف است و يك نيمه از آتش.

آسمان سوم‌: از ياقوت سرخ است و به روايتي از آهن و نام وي "محقوم" است، و به قولي قيدوم. فرشتگان او همگي در قيامند.


آسمان چهارم : از در سفيد است و نام وي "ديلول" و به روايتي "ماعون". و فرشتگان وي جمله سرها در پيش افكنده اند و تسبيح ايشان: (( سبحان الملك القدوس رب الملائكة و الروح)) است.

آسمان پنجم : از رز سرخ است و به روايتي از نقره است و نام وي "مائين" و به قولي "دلو". و فرشتگان او سرها برداشته، تسبيح ايشان: (( سبحان الخالق الباريء)) است.

آسمان ششم : از زمرد سبز است و به قولي از رز سرخ و نام وي "تاحير" است و به روايتي "برماذ". تسبيح فرشتگان وي: (( سبحان الله و بحمده عدد خلقه و مداد كلماته)).

آسمان هفتم : از ياقوت سرخ است و نام وي "ايوشا" است و به قولي "زاكيه". فرشتگان آن را كروبيان گويند و عدد ايشان را كسي نداند الا خداي تعالي.
هر يك را به صورتي و هيئتي آفريده كه يكديگر را نمي مانند و هرگز با يكديگر حرف نميزنند.
از ترس خداي تعالي و هميشه در گريه اند به نوعي كه اگر خلايق آواز ايشان را بشنوند، همه بيهوش و بيجان شوند. از آسمان هفتم تا عرش الهي هفتاد حجاب است، ميان هر حجابي صحراها و بيابانها و مسافت آن را خدا ميداند.
حضرت رسول صلي الله عليه و اله فرمود: در شب معراج صداي گريۀ ايشان را شنيدم. گفتم: اي جبرئيل! ايشان كيستند و گريۀ ايشان از براي چيست؟ گفت: ايشان كروبيانند و بر عصيان امت تو ميگريند.

و بدان كه عجايب بسيار است مثل ستارگان و آفتاب و ماهتاب و بعضي كوچك و بعضي بزرگ. سير در هر يك، بر خلاف يكديگر است مثل اينكه ماه در هر يك ماه تمام آسمان را كه آن دوازده برج است، سير مي كند و عطارد و زهره و آفتاب در هر دوازده سال و زحل در سي و شش سال و زمين بدين فراخي، آفتاب صد و شصت برابر زمين است و چون از زمين تا فلك آفتاب، چهار هزار ساله راه است، چنين خرد مينمايد و در تند روي بايد تأمل كرد كه با وجود اين عظمت و بزرگي، در اندك ساعتي قرص زرين او از زمين بيرون مي آيد.
از آنجاست قول مشهوري كه روزي جبرئيل نزد پيغمبر صلي الله عليه و آله آمد. حضرت از او پرسيد كه: (( اي جبرئيل وقت زوال شده)) جبرئيل عرض كرد: (( لا، نعم)). يعني: نه، آري. حضرت فرمود: (( اين چه بود كه (لا، نعم) گفتي))؟ گفت: از آن وقتي كه گفتم لا، تا وقتي كه گفتم نعم، آفتاب پانصد سال راه رفته. ديگر از عجايب آسمان، آن كه در آسمان هفتم دريايي آفريده معلق در هوا، كه عمق آن دريا پانصد سال راه است. و فرشته اي آفريده كه چون برپا خيزد، دريايي به آن عظمتي آب، تا كعب او باشد و هميشه آن فرشته تسبيح ميكند و آمرزش امت سيدالمرسلين محمد عربي صلي الله عليه واله را مي طلبد از حق تعالي زهي بزرگواري محمد و آل محمد.

بدان كه زمين اول را مسكن آدميان گردانيده و زمين دوم را جاي باد.
روزي كه براي هلاك قوم عاد باد را فرمان رفت، به قدر سوراخ سوزني باد بيرون آمد و همه را هلاك كرد.
و زمين سوم خلقي را آفريده كه روي ايشان بر روي آدميان ماند و گوشهاي ايشان به گوش گاو و پاهاي ايشان چون پاي گوسفند و موهاي ايشان چون موي بز و هيچ يك از ايشان به خدا عاصي نشده اند و چون ما را روز باشد، ايشان را شب است و بر عكس. و زمين او سنگ كبريت است.

و در زمين چهارم مارانند، مانند مناري و گژدمان در دم ايشان آويخته، و در زمين پنجم گژدم، هر يك مانند شتران و دمهاي به قدر نيزه و در دم هر يك از ايشان سيصد و شصت مله زهر آفريده كه اگر قطره اي از آن در درياي دنيا افتد همه تلخ شود و از گند آن همۀ ايشان بيجان گردند و اينها را براي عذاب منافقان آفريده. زمين ششم مسكن شياطين است.
در زمين هفتم خلقي آفريده كه به غير از حق تعالي كسي ديگر به احوال ايشان مطلع نيست و در عجايبات زمين تفكر بايد كرد كه چگونه حق تعالي آنرا بسط داده و فرش نموده و فراخ گسترانيده، كه بندگان در آن تعيش نمايند و كوهها را اوتاد و ميخها گردانيده كه ساكن شوند تا كه اهلش هلاك نشوند.
چطور آبهاي لطيف و شيرين، از سنگهاي سخت بيرون آورده و نقاش قضا، چه گلهاي رنگارنگ از يك فنجان زمين، بذ صفخۀ خاك بيرون آورده كه ايشان را، هر ورقي دفتريست معرفت كردگار.
چه گياهان مختلف الامزجه كه هر يك را معرفتي و فايده و حكمتي است، چنانكه يكي شيرين و يكي تلخ و يكي بيمار ميكند و يكي صحيح ميكند و يكي زندگاني نگاه ميدارد و يكي زندگاني تباه ميكند و يكي صفراء مي آورد و يكي سوداء مي آورد و يكي دفع صفراء مي كند و يكي گرم است و يكي سرد، يكي خشك و يكي نرم. يكي خواب مي آورد، يكي برطرف ميكند و يكي شادي و يكي غم افزاست و بعضي قوت حيوان و بعضي قوت انسان. با وجود اينكه مبدأ